پرسيد دوستم داري ؟ گفتم نه جا خورد و گفت منو مي خواي ؟ گفتم نه بغض جلو گلوشو گرفت و گفت اگه برم ناراحت نمي شي ؟ گفتم نه شروع کرد به گريه کردن و خواست که بره دستشو گرفتم و گفتم : من تو رو دوست ندارم بلکه ديوانه وار عاشقت هستم . من تو رو نمي خوام بلکه به تو نياز دارم. اگه بري ناراحت نميشم بلکه ميمرم